-
تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 0:39
[unable to retrieve full-text content]ماهان چند تا دیدار بدهکاری به من :)
آدم معمولی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:58
درگیر چیز خاصی نیستم. یک لمسی عمیق. بی خیال نرفتن دماوندبی خیال خوندن برای ارشد بی خیال تلاش خاصی برای اپلای بی خیال تو که داری میری بی خیال هر چی که باید خیلی ملو فقط صبح به صبح پامیشم میرم استخر و دقیقا 63 تا عرض میرم تا یک کیلومتر شنا کرده باشم. نه به چیزی فکر می کنم نه حتی اهنگی تو مغزم پخش میشه...
دوباره می سازمت وطن
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:58
من رویا پرداز و خیال باف بودم. از بچگی. ولی بودم، الان دیگه نیستم. انگاری که سقف رویاهام از سقف اتاقم کوتاه تر شده. از کی؟ نمی دونم . فقط اخرین روز هایی که هنوز رویا داشتم آخر سال اول دانشگاه بود. رویا داشتن با قصد انجام چیزی فرق داره. من رویای شاگرد اول شدن رو داشتم، از فکر کردن بهش لذت می بردم، رو...
افکار پریشان
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:58
حالا 3 روز و 4 ساعت از وقتی خداحافظی کردیم می گذره و من هنوز گریه نکردم. اما دلم میخواستم قبل رفتن بغلت می کردم و اجازه میدادم اشکام جاری بشه. اما نکردم این کار رو. هنوزم گریه نکردم، دلمم نمی خواد از چیزی که تراژدی نیست، تراژدی بسازم. رفتن تو غم انگیز نیست. چون دیگه فهمیدم که این فاصله ی قلب هاست که...
عمری دگر بباید بعد از وفات مارا کین عمر صرف کردیم اندر امیدواری
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:58
دیروز با خودم گفتم که حتما مینویسم اما دیشب خیلی خسته و خیلی دیر برگشتم خونه. دیروز خدافظی فاطمه و هانیه بود. تو راه رفتن برای اولین بار پنچر شدم. بابام اومد کمکم و پنچری ماشین رو گرفت و رفتم. خب کلا خداحافظی، وقتی میدونی دیگه معلوم نیست کی ببینیشون، رنگ و بوی دلنشینی نداره طبیعتا...همون جا که بودیم...
خداحافظــــــــــی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 11:02
باز تابستون باز خدافظی کردن :| تابستون هیچ وقت معنای فراغت داشتن نداشته برام. از وقتی پنجم دبستان بودم تا همین حالا تابستونا خیلی درگیر درس بودم. کلاس های اضافه کلاس های المپیاد ترم تابستونی کار آموزی از پارسال یه آپشن جدید هم که بهش اضافه شده گودبای پارتی رفتن و خدافظی کردنِ شایدم من دارم بزرگش می ...